dower

dow·er/ˈdaʊər/
dowlawful provision for a wife-eragent or related to
1noun (اسم)formal

اسم — مهریه قانونی

مهریه قانونیدخیره همسر

بخشی از اموال شوهر متوفی که به همسر باقی‌مانده قانونی می‌رسد

the portion of a deceased husband's estate given to his widow by law

«پس از فوت شوهر، مهریه قانونی خود را دریافت کرد.»

She received her dower after the husband's death.

«املاک شامل حق مهریه قانونی برای بیوه بود.»

The estate included the dower rights for the widow.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): doweredpast participle (مفعولی): dowered-ing (حال): dowering3rd (سوم): dowers

فعل — مهریه دادن

مهریه دادنحق داشتن همسر

تخصیص دادن مهریه قانونی به همسر باقی‌مانده

to grant a dower or provide a widow's legal share

«قانون به بیوه بخشی از املاک را اختصاص می‌دهد.»

The law dowers the widow with a portion of the estate.

«او در وصیت‌نامه به همسرش مهریه زیادی داد.»

He dowered his wife generously in his will.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000