downhill

down·hill/ˈdaʊnhɪl/
1adverb (قید)common

قید — پایین‌رو

پایین‌روشیب‌رو

پایین رفتن یا شیب به سمت پایین داشتن.

Moving or sloping downward.

«دوچرخه‌سوار به سرعت پایین رفت.»

The cyclist rode downhill fast.

«اسنوبوردبازان عاشق پایین رفتن هستند.»

Snowboarders love going downhill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
downwardsبه سمت پایین

رایج. به معنای حرکت به سمت پایین؛ اغلب قابل جایگزین.

Common. Means moving down; often interchangeable.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more downhillsuperlative (عالی): most downhill

صفت — کوهی پایین‌رو

کوهی پایین‌رو

واقع شده روی یا در حال حرکت به سمت شیب.

Situated on or going down a slope.

«آن‌ها در یک روستای پایین کوه زندگی می‌کنند.»

They live in a downhill village.

«مسیر، یک راه پایین کوه است.»

The trail is a downhill path.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000