drab

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dræb/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): drabbersuperlative (عالی): drabbest

صفت — کسل‌کننده

کسل‌کنندهمات

کسل‌کننده، بدون روشنایی یا جذابیت؛ ظاهری یکنواخت یا خسته‌کننده.

Dull, lacking brightness or interest; boring in appearance or character.

«دیوارها با رنگ‌های کسل‌کننده رنگ شده بودند.»

“The walls were painted in drab colors.”

«او کت و شلوار خاکستری یکنواخت به جلسه پوشید.»

“He wore a drab gray suit to the meeting.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
dull— کسل‌کننده

روزمره. بسیار نزدیک به معنی و کاربرد drab.

Everyday. Very close in meaning and usage to drab.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000