صفت — عصبیتر
عصبیتر، مضطربتر یا تندخوتر.
More nervous, anxious, or irritable.
«سکوت طولانی تماشاگران را عصبیتر کرد.»
“The prolonged silence made the audience edgier.”
«بعد از سومین فنجان قهوه، او احساس بسیار عصبیتری داشت.»
“After the third cup of coffee, she felt much edgier.”
متضادها
صفت — جسورتر
جسورتر، پیشروتر یا تحریکآمیزتر، به خصوص در هنر یا مد.
More daring, avant-garde, or provocative, especially in art or fashion.
«آلبوم جدید گروه بسیار جسورتر از کارهای قبلیشان به نظر میرسید.»
“The band's new album sounded much edgier than their previous work.”
«او سبکهای مد جسورانهتری را ترجیح میداد که هنجارها را به چالش میکشید.»
“She preferred edgier fashion styles that challenged norms.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به معنای با اعتماد به نفستر، جسورتر یا برجستهتر بودن است. در حالی که 'bolder' مستقیماً شجاعت را نشان میدهد، 'edgier' در این معنی به شکستن مرزها یا غیرمتعارف بودن اشاره دارد که میتواند شکلی از جسارت باشد. 'مدل موی جدیدش جسورتر از قبل بود' درست است. 'خط مد جدیدش جسورتر بود و از مواد غیرمتعارف استفاده میکرد' درست است.
Common. Refers to being more confident, daring, or prominent. While 'bolder' directly implies courage, 'edgier' in this sense suggests pushing boundaries or being unconventional, which can be a form of boldness. 'Her new haircut was bolder than before' works. 'Her new fashion line was edgier, incorporating unconventional materials' works.