emigrate

em·i·grate/ˈɛmɪɡreɪt/
e-out ofmigrmove-ateverb suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): emigratedpast participle (مفعولی): emigrated-ing (حال): emigrating3rd (سوم): emigrates

فعل — مهاجرت کردن

مهاجرت کردن

ترک کشور یا منطقه برای زندگی دائمی در جایی دیگر.

To leave one's country or region to live permanently in another.

«بسیاری به خاطر فرصت‌های شغلی بهتر مهاجرت می‌کنند.»

Many people emigrate for better job opportunities.

«سال گذشته از ایران به کانادا مهاجرت کرد.»

She emigrated from Iran to Canada last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leaveترک کردن

رایج. اصطلاح کلی، کمتر اشاره به دائمی بودن دارد.

Common. General term but less specific about permanence or crossing borders.

relocateجابجایی

رسمی. معمولاً به جابه‌جایی اشاره دارد، نه همیشه دائمی یا بین‌المللی.

Formal. Usually implies moving to a new place, not always permanently or internationally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000