در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کشور خود را برای همیشه ترک کرده و به کشور دیگری مهاجرت کرده است.
Left one's own country in order to settle permanently in another.
«پدربزرگ و مادربزرگ من در دهه ۱۹۵۰ از ایتالیا مهاجرت کردند.»
“My grandparents emigrated from Italy in the 1950s.”
«بسیاری از مردم به دلیل بیثباتی سیاسی مهاجرت کردهاند.»
روزمره. عمل آمدن برای زندگی دائم در یک کشور خارجی را از دیدگاه کشور مقصد توصیف میکند. 'او از ایران مهاجرت کرد' در مقابل 'او به کانادا مهاجرت کرد'. به دلیل توصیف حرکت از دیدگاههای مختلف، قابل تعویض نیستند.
Everyday. Describes the act of coming to live permanently in a foreign country from the perspective of the destination country. 'He emigrated from Iran' vs 'He immigrated to Canada'. Not interchangeable because they describe movement from different perspectives.
روزمره. اصطلاحی کلیتر برای جابجایی از یک مکان به مکان دیگر، اغلب فصلی یا برای کار، و همیشه به معنای اسکان دائم یا عبور از مرزهای ملی نیست. 'پرندگان برای زمستان به جنوب کوچ میکنند.' وقتی منظور جابجایی دائم بینالمللی است، قابل تعویض نیست.
Everyday. A more general term for moving from one place to another, often seasonally or for work, and doesn't always imply permanent settlement or crossing national borders. 'Birds migrate south for winter.' Not interchangeable when permanent international relocation is implied.