entreats

en·treats/ɪnˈtriːts/
en-cause totreatto ask, request
verb (فعل)formalpast (گذشته): entreatedpast participle (مفعولی): entreated-ing (حال): entreating3rd (سوم): entreats

فعل — التماس کردن

التماس کردنخواهش کردن

خواهش کردن یا با جدیت درخواست کردن از کسی برای انجام کاری

Beg or earnestly ask someone to do something

«او از او خواهش می‌کند کمی بیشتر بماند.»

He entreats her to stay a little longer.

«آنها از دولت درخواست کمک می‌کنند.»

They entreat the government for help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
begالتماس کردن

رایج. درخواست قوی، گاهی با حالت ناامیدانه.

Common. Strong request, sometimes desperate in tone.

pleadخواهش کردن

رسمی. درخواست جدی یا احساسی، معمولا در زمینه‌های قانونی یا شخصی.

Formal. Serious or emotional asking, often in legal or personal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000