epochal

ep·o·chal/ɪˈpɒk əl/
epocha significant time period or era-alpertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more epochalsuperlative (عالی): most epochal

صفت — عصرگونه

عصرگونهمهمتاریخی

بسیار مهم یا تاثیرگذار، به‌ویژه به دلیل نشان دادن آغاز یک دوران جدید

Extremely important or significant, especially because it marks the beginning of a new era

«این اختراع لحظه‌ای مهم و سرنوشت‌ساز در علم بود.»

The invention was an epochal moment in science.

«رهبری او تغییر بسیار مهمی را رقم زد.»

His leadership marked an epochal change.

تفاوت با واژه‌های مشابه
historicتاریخی

رایج. وقتی درباره رویدادها یا لحظات بسیار مهم صحبت می‌شود قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to very important events or moments.

momentousدارای اهمیت فراوان

رسمی. اهمیت زیاد را، خصوصاً برای نتایج آینده، تاکید می‌کند.

Formal. Emphasizes great significance, especially for future outcomes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000