در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با سواری روی اسب یا سوارکاران
Related to horse riding or horseback riders
«او تابستان گذشته درسهای سوارکاری گرفت.»
“She took equestrian lessons last summer.”
«مسابقه سوارکاری هیجانانگیز بود.»
“The equestrian event was exciting to watch.”