eventual

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·ven·tu·al/ɪˈvɛn.tʃu.əl/
eventsomething that happens-ualrelating to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more eventualsuperlative (عالی): most eventual

صفت — نهایی

نهاییدرنهایتسرانجامی

چیزی که در پایان یک روند یا پس از مجموعه‌ای از رخدادها اتفاق می‌افتد

Happening at the end of a process or after a series of events

«برنده نهایی پس از رقابت طولانی مشخص شد.»

The eventual winner was decided after a long contest.

«تلاش‌های آن‌ها در نهایت به موفقیت پروژه انجامید.»

Their efforts led to the eventual success of the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finalنهایی

مرسوم. در مواردی که به بخش پایانی اشاره دارد قابل جایگزینی است مثل «تصمیم نهایی» یا «نتیجه نهایی». بیشتر برای تأکید بر قطعی بودن استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable in contexts referring to the last or concluding part, e.g. 'final decision' or 'eventual outcome'. Used more often when highlighting conclusiveness.

ultimateنهایی، قطعی

رسمی. برای تأکید روی مهم‌ترین یا قطعی‌ترین پایان به جای صرفاً آخرین مرحله به کار می‌رود مثل «هدف نهایی» به جای «نتیجه نهایی».

Formal. Often used to emphasize the most important or decisive end point rather than just what comes last, e.g. 'the ultimate goal' versus 'eventual result'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000