در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طریقی که بر اساس مدارک یا نشان دادن شواهد است.
In a manner based on evidence or showing evidence.
«او به طرز مستندی در آن پرونده دخیل بود.»
“She was evidentially involved in the case.”
«دادهها به طور مستند نظریه را حمایت میکنند.»
“The data evidentially supports the hypothesis.”
رایج. نشان میدهد چیزی براساس شواهد موجود به نظر درست میرسد.
Common. Suggests something seems true based on available evidence.