exposes

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·pose/ɪkˈspoʊz/
ex-out / outsideposeto place / to put
verb (فعل)common

فعل — آشکار کردن

آشکار کردندر معرض گذاشتننمایان کردن

آشکار کردن یا در معرض قرار دادن چیزی که قبلاً پنهان بوده است.

To make something visible or uncovered, often revealing what was hidden.

«تحقیقات فساد را آشکار کرد.»

The investigation exposed the corruption.

«پوست خود را بیش از حد زیر آفتاب قرار نده.»

Don’t expose your skin to the sun for too long.

تفاوت با واژه‌های مشابه
revealفاش کردن

روزمره. در زمینه افشا کردن اسرار یا حقایق جایگزین expose می‌شود اما برای معانی فیزیکی مثل نور استفاده نمی‌شود.

Common. Can replace expose in contexts of uncovering secrets or facts — e.g., 'She revealed the truth.' works like 'exposed the truth.' Not used for physical exposure like light.

uncoverپیش رو گذاشتن / برملا کردن

روزمره. در معنای برملا کردن یا برداشتن پوشش مشابه expose است اما کمتر برای آشکار کردن بصری به کار می‌رود.

Common. Synonymous in contexts of discovering or removing a cover. 'Uncover a mistake' works similarly. Less used for showing physically visible objects in light.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000