fainting

faint·ing/ˈfeɪntɪŋ/
faintto lose consciousness-ingthe act or process
noun (اسم)common

اسم — غش کردن

غش کردناز حال رفتن

عمل از هوش رفتن ناگهانی.

The act of suddenly losing consciousness.

«او در هوای گرم دچار غش شد.»

She experienced fainting during the hot weather.

«غش کردن می‌تواند به خاطر کم‌آبی بدن باشد.»

Fainting can be caused by dehydration.

تفاوت با واژه‌های مشابه
syncopeسنکوپ

اصطلاح پزشکی برای غش کردن، رسمی و کمتر در مکالمات روزمره.

Medical term for fainting, formal and less common in daily use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000