faintly

faint·ly/ˈfeɪntli/
faintweak or slight-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): faintposition (جایگاه): end

قید — کمرنگ

کمرنگضعیف

به طور ضعیف یا کم؛ به سختی قابل مشاهده یا شنیدن.

In a weak or slight manner, barely perceptible.

«او به سختی لبخند زد.»

She smiled faintly.

«صدایی کمی ضعیف شنیدم.»

I heard a faintly noise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dimlyکم‌نور

معنای مشابه مبهم یا درک ضعیف.

Similar meaning of unclear or weak perception.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000