feature

fea·ture/ˈfiː.tʃər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): features

اسم — ویژگی

ویژگیخصوصیتخصوصیت برجسته

ویژگی یا جنبه‌ای مشخص و قابل تمایز از یک چیز

A distinctive attribute or aspect of something

«این گوشی ویژگی‌های جدید زیادی دارد.»

The phone has many new features.

«چشم‌های او بهترین ویژگی‌اش هستند.»

Her eyes are her best feature.

تفاوت با واژه‌های مشابه
traitویژگی

رسمی. در موارد توصیف خصوصیات اشخاص یا اشیا کاربرد دارد، مثلاً «ویژگی شخصیتی». برای ویژگی‌های فناوری یا مقالات مناسب نیست.

Formal. Interchangeable in contexts describing characteristics of people or things, e.g. 'a trait of character.' Not suitable for technological or article features.

attributeویژگی

رسمی. معانی مشابه اما اغلب برای ویژگی‌های انتزاعی یا خصوصیات استفاده می‌شود، مثلاً «ویژگی‌های پایگاه داده». کمتر برای خصوصیات فیزیکی به کار می‌رود.

Formal. Similar meaning but more abstract and often used in discussions of characteristics or properties, e.g. 'attributes of a database.' Less used for physical characteristics.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): featuredpast participle (مفعولی): featured-ing (حال): featuring3rd (سوم): features

فعل — دارا بودن

دارا بودنشامل بودننمایش دادن

داشتن یا شامل بودن به عنوان ویژگی یا عنصر برجسته

To include or have as a prominent attribute or element

«مجله مقاله‌ای درباره سفر دارد.»

The magazine features an article about travel.

«گوشی دارای دوربین با وضوح بالا است.»

The phone features a high-resolution camera.

تفاوت با واژه‌های مشابه
includeشامل شدن

متداول. زمانی که معنی شامل بودن به عنوان بخشی از چیزی است استفاده می‌شود، مثلاً «برنامه شامل تایمر است.» اما کمتر برای تاکید کردن به کار می‌رود.

Common. Can replace 'feature' when meaning 'contain something as part', e.g. 'The app includes a timer.' But less used to mean emphasizing or highlighting.

showcaseنمایش دادن

رسمی/غیررسمی. برای تاکید نمایش یا برجسته کردن چیزی استفاده می‌شود، مثلاً «رویداد طرح‌های جدید را به نمایش گذاشت.» نمی‌تواند جایگزین feature به معنای ساده «داشتن» شود.

Informal/formal. Emphasizes presenting or highlighting something as important, e.g. 'The event showcased new designs.' Can't replace feature when simply meaning 'contain'.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): features

اسم — مقاله ویژه

مقاله ویژهگزارش جامعبرنامه ویژه

مقاله یا برنامه‌ای طولانی که به طور مفصل درباره موضوع خاصی است

A full-length article or program about a specific subject

«مقاله ویژه درباره تغییرات اقلیمی بسیار آموزنده بود.»

The feature on climate change was very informative.

«او مقاله مفصلی درباره هنرمندان محلی نوشت.»

She wrote a feature about local artists.

تفاوت با واژه‌های مشابه
articleمقاله

متداول. اغلب به جای feature به معنای متن‌های نوشته شده استفاده می‌شود اما feature تاکید بیشتری بر عمق یا تمرکز خاص دارد.

Common. Can often replace feature when referring to written texts but feature implies more depth or special focus.

reportگزارش

رسمی/متداول. معمولا خلاصه واقع‌گرایانه یا خبری است؛ کمتر تفصیلی یا داستانی نسبت به feature.

Common/formal. Usually a factual summary or news piece; less detailed or narrative than a feature.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000