fired
فعل — اخراج شده
کسی را از شغلش برکنار کردن یا اخراج کردن.
Dismissed someone from a job.
«او به دلیل سهلانگاری از کارش اخراج شد.»
“He was fired from his job for negligence.”
«بسیاری از کارمندان پس از ادغام اخراج شدند.»
“Many employees were fired after the merger.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. برای پایان دادن به کار قابل جایگزینی است و 'برکنار شدن از شرکت' رایج است. 'Fired' در انگلیسی گفتاری غیررسمی رایجتر است.
Formal. Interchangeable for employment termination, 'dismissed from the company' is common. 'Fired' is more common in informal spoken English.
غیررسمی/عامیانه. در بافتهای غیررسمی، به خصوص در انگلیسی بریتانیایی، با 'fired' قابل جایگزینی است. 'او به خاطر دیر کردن اخراج شد' کاربرد دارد.
Informal/Slang. Interchangeable with 'fired' in informal contexts, primarily British English. 'He got sacked for being late' works.
متضادها
فعل — شلیک شده
پرتابه ای را پرتاب کردن، یا سلاحی را شلیک کردن.
Launched a projectile, or discharged a weapon.
«توپ در طول مراسم شلیک شد.»
“The cannon was fired during the ceremony.”
«او تیری به سمت هدف شلیک کرد.»
“He fired an arrow at the target.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. وقتی به شلیک اسلحه گرم اشاره دارد، مستقیماً قابل جایگزینی است. 'تفنگ شلیک شد' و 'تفنگ آتش شد' مترادف هستند.
Everyday. Directly interchangeable when referring to discharging a firearm. 'The gun was shot' and 'the gun was fired' are synonymous.
فعل — پخته شده در کوره
پخته شده یا سفت شده در کوره یا فر (مثلاً سفال، آجر).
Baked or hardened in a kiln or oven (e.g., pottery, bricks).
«سفال در دمای بسیار بالا پخته شد.»
“The pottery was fired at a very high temperature.”
«این آجرها به طور خاص برای دوام بالا در کوره پخته شدهاند.»
“These bricks are specially fired for durability.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. هنگام اشاره به موادی که با حرارت سخت شدهاند، قابل جایگزینی است. 'خاک رس پخته شده' و 'خاک رس حرارت دیده' اغلب به طور مشابه استفاده میشوند.
Everyday. Interchangeable when referring to materials hardened by heat. 'Baked clay' and 'fired clay' are often used similarly.