در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای مقدار زیادی بافت نرم یا گوشت؛ پرگوشت یا ضخیم.
Having a lot of soft tissue or flesh; plump or thick.
«او دستهای پرگوشت داشت.»
“He had fleshy hands.”
«میوه پرگوشت و آبدار بود.»
“The fruit was fleshy and juicy.”
رایج و غیررسمی؛ معمولاً به شکل خوشایند گرد اشاره دارد.
Common and informal; usually referring to a pleasantly rounded shape.