flirt
/flɜːrt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): flirtedpast participle (مفعولی): flirted-ing (حال): flirting3rd (سوم): flirts
فعل — دلبازی کردن
دلبازی کردنورزش عاشقانه
رفتار نشان دادن به صورت عاشقانه یا بازیگوشانه نسبت به کسی.
To behave as if attracted romantically or playfully to someone.
«او دوست دارد در مهمانیها دلبازی کند.»
“He likes to flirt at parties.”
«او تمام شب با او دلبازی میکرد.»
“She was flirting with him all night.”
تفاوت با واژههای مشابه
tease— خرابکاری عاشقانه
غیررسمی. گاهی مشترک است ولی ممکن است هدف عاشقانه نداشته باشد.
Informal. Sometimes overlaps but may lack romantic intent.
2noun (اسم)commonplural (جمع): flirts
اسم — دلباز
دلبازپیشدستیکننده
کسی که رفتار دلبازی دارد.
A person who behaves flirtatiously.
«او در رویدادهای اجتماعی خیلی دلباز است.»
“He's such a flirt at social events.”
«خیلی دلباز نباش.»
“Don't be a flirt too much.”