flogging

flog·ging/ˈflɒɡɪŋ/
flogto beat with a whip or rod-ingpresent participle / continuous action
noun (اسم)formal

اسم — شلاق زدن

شلاق زدنتنبیه با شلاق

عمل یا مجازات ضربه زدن با شلاق یا چوب.

The act or punishment of beating someone with a whip or rod.

«شلاق زدن به عنوان مجازات در گذشته استفاده می‌شد.»

Flogging was used as a punishment in the past.

«او از شلاق زدن جان سالم به در برد اما آسیب جدی دید.»

He survived the flogging but was badly hurt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beatingضربه زدن

واژه کلی؛ به زدن فیزیکی اشاره دارد اما flogging مخصوص ضربه با شلاق است.

General term; refers to physical hitting but flogging is specific with whip.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000