در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل «تنبیه کردن با شلاق»؛ کسی را به عنوان مجازات شدیداً زدن.
Past tense of 'flog'; to beat someone severely as punishment.
«به خاطر نقض قوانین شلاق زده شد.»
“He was flogged for breaking the rules.”
«زندانی به صورت عمومی شلاق زده شد.»
“The prisoner was flogged publicly.”
رسمی. معنای مشابه ولی بیشتر در متون تاریخی یا رسمی استفاده میشود.
Formal. Similar meaning but more common in historical or formal contexts.