flump

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/flʌmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): flumpedpast participle (مفعولی): flumped-ing (حال): flumping3rd (سوم): flumps

فعل — فرود آمدن سنگین

فرود آمدن سنگین

به شدت و ناگهانی با صدای نرم افتادن یا سقوط کردن.

To fall or drop heavily and suddenly with a soft sound.

«بعد از یک روز طولانی روی مبل فرو افتاد.»

He flumped onto the sofa after a long day.

«کتاب روی زمین افتاد.»

The book flumped onto the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plopپلاپ کردن

غیررسمی. صدای افتادن نرم؛ در صدا قابل جایگزین اما غیررسمی.

Informal. Sound of something dropping softly; interchangeable in sound but informal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000