forbar
for·bar/fɔːrˈbɑːr/
verb (فعل)formalpast (گذشته): forbarredpast participle (مفعولی): forbarred-ing (حال): forbarring3rd (سوم): forbars
فعل — جلوگیری کردن
جلوگیری کردنمانع شدن
جلوگیری یا مانع شدن از انجام کاری؛ ممنوع کردن یا بازداشتن.
To prevent or restrain something; to forbid or hinder.
«آنها تلاش کردند اعتراض را متوقف کنند اما موفق نشدند.»
“They tried to forbar the protest but failed.”
«قانون سیگار کشیدن در اماکن عمومی را ممنوع میکند و مانع آن میشود.»
“The law forbids and forbars smoking in public places.”
تفاوت با واژههای مشابه
forbid— ممنوع کردن
رسمی. در زمینه مخالفت با انجام کاری جایگزین است، مثلا: 'forbar ورود' و 'forbid ورود'. بیشتر در متون رسمی یا قانونی کاربرد دارد.
Formal. Interchangeable in contexts of prohibiting actions, e.g., 'forbar entry' vs 'forbid entry'. Used more in legal or formal texts.