در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سرنوشتدادهشده به شکست یا نابودی؛ محکوم از پیش.
Destined to fail or be destroyed; condemned beforehand.
«این طرح از ابتدا محکوم به شکست بود.»
“The plan was foredoomed from the start.”
«با وجود تلاشها احساس میکردند که سرنوشتشان شکست است.»
“They felt foredoomed despite their efforts.”