forevermore

for·ev·er·more/fərˈɛvərˌmɔːr/
foreverfor all future timemoreadditional, continuing
adverb (قید)literary

قید — برای همیشه

برای همیشهابدیهمیشگی

برای همیشه در آینده؛ ابدی؛ همیشه.

For all future time; eternally; always.

«آنها قول دادند که تا ابد یکدیگر را دوست داشته باشند.»

They promised to love each other forevermore.

«از این پس همیشه جنگل محافظت خواهد شد.»

Forevermore, the forest will be protected.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alwaysهمیشه

رایج. مترادف ساده و قابل جایگزینی در بسیاری از زمینه‌ها.

Common. Simple synonym used in everyday speech, interchangeable in many contexts.

eternallyابدی

رسمی یا ادبی. به صورت شاعرانه for ever را تأکید می‌کند.

Formal or literary. Emphasizes forever in a poetic way, closely related.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000