frighted

fright·ed/ˈfraɪtɪd/
frightsudden fear-edpast tense/adjective
adjective (صفت)archaic

صفت — ترسیده

ترسیدهوحشت‌زده

بسیار ترسیده و وحشت‌زده.

Very frightened; scared.

«کودک از صدای رعد ترسیده بود.»

The child looked frighted by the thunder.

«او از صدای ناگهانی وحشت‌زده شد.»

She was frighted by the sudden noise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
afraidترسیده

روزمره. واژه عمومی برای احساس ترس؛ «frighted» کمی قدیمی یا ادبی است.

Everyday. General word for feeling fear; 'frighted' is somewhat archaic or literary.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000