frog in one's throat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/frɔɡ ɪn wʌnz θroʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گرفتگی گلو

گرفتگی گلوخشونت صدا

گرفتگی موقتی گلو که حرف زدن را دشوار می‌کند.

A temporary hoarseness or feeling of obstruction in the throat that makes speaking difficult.

«امروز صبح گلویم گرفته است.»

I have a frog in my throat this morning.

«او گلویش را صاف کرد تا گرفتگی صدا برطرف شود.»

She cleared her throat to remove the frog in her throat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000