frostily

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈfrɒstɪli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): frostyposition (جایگاه): middle

قید — با سردی

با سردیبی‌محبتی

با رفتاری سرد، غیر دوستانه یا دور از صمیمیت

in a cold, unfriendly, or distant manner

«او با سردی به سوالش پاسخ داد.»

He replied frostily to her question.

«او با نگاه سرد به او نگاه کرد و دور شد.»

She looked at him frostily and walked away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coldlyبه طور سرد و بی‌رحمانه

رایج است و در رفتارهای غیر دوستانه معادل frostily است.

Common. Synonymous in contexts of unfriendly behavior; interchangeable with 'frostily'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000