frosting

frost·ing/ˈfrɒstɪŋ/
frostfreeze, ice-ingprocess or result
noun (اسم)common

اسم — خامه روی کیک

خامه روی کیکپوشش شکر

رویۀ شیرین و کرم‌مانند که روی کیک و شیرینی پخش می‌شود.

A sweet, creamy topping spread on cakes and pastries.

«او خامه نارگیلی روی کیک مالید.»

She spread coconut frosting on the cake.

«کاپ‌کیک‌ها خامه شکلاتی داشتند.»

The cupcakes had chocolate frosting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
icingروکش کیک

رایج. معنی مشابه که قابل جایگزینی است.

Common. Very similar meaning used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000