frumpier

frump·i·er/ˈfrʌmpiər/
frumpa dull, old-fashioned woman-yhaving the quality of-ercomparative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): frumpiersuperlative (عالی): frumpiest

صفت — ژولیده‌تر

ژولیده‌ترنامرتب‌تردمده‌تر

ژولیده‌تر، از مد افتاده‌تر یا نامرتب‌تر در ظاهر.

More untidy, dowdy, or unfashionable in appearance.

«او برای راحتی یک لباس ژولیده‌تر انتخاب کرد.»

She chose a frumpier outfit for comfort.

«خاله‌اش همیشه کمی ژولیده‌تر از مادرش به نظر می‌رسد.»

His aunt always looks a little frumpier than his mother.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shabbierکهنه‌پوش‌تر

رایج. می‌تواند جایگزین 'frumpier' شود زمانی که بر لباس‌های کهنه و فرسوده تأکید می‌کند، که اغلب نشان‌دهنده فقر یا بی‌توجهی است. 'او کثیف‌تر از همیشه به نظر می‌رسید' درست است، اما 'افکار کثیف‌تر' درست نیست.

Common. Can replace 'frumpier' when emphasizing worn-out or dilapidated clothing, often implying poverty or neglect. 'He looked shabbier than usual' works, 'shabbier thoughts' doesn't.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000