gaol

/dʒeɪl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): gaols

اسم — زندان

زندانحبس

زندان (املای انگلیسی بریتانیایی).

A prison (British English spelling).

«او به دلیل جنایاتش به زندان فرستاده شد.»

He was sent to gaol for his crimes.

«این زندان به طور بدنامی شلوغ بود.»

The gaol was notoriously overcrowded.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jailزندان

روزمره. املای رایج در انگلیسی آمریکایی و به طور گسترده‌ای قابل فهم است. 'Gaol' املای سنتی بریتانیایی است و تلفظ یکسانی دارد. از نظر معنایی قابل تعویض هستند.

Everyday. The common spelling in American English and widely understood. 'Gaol' is the traditional British spelling and is pronounced identically. Interchangeable in meaning.

prisonزندان

روزمره. اصطلاحی کلی‌تر و رسمی‌تر برای ساختمانی که مجرمان در آن محبوس می‌شوند. اغلب به معنای احکام طولانی‌تر از 'gaol'/'jail' است.

Everyday. A more general and formal term for a building where criminals are confined. Often implies longer sentences than 'gaol'/'jail'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): gaoledpast participle (مفعولی): gaoled-ing (حال): gaoling3rd (سوم): gaols

فعل — زندانی کردن

زندانی کردنبه حبس انداختن

کسی را زندانی کردن.

To imprison someone (British English spelling).

«قاضی تصمیم گرفت مجرم را به مدت پنج سال زندانی کند.»

The judge decided to gaol the offender for five years.

«آنها افرادی را که مرتکب جرایم جدی می‌شوند، زندانی می‌کنند.»

They gaol people who commit serious offenses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jailزندانی کردن

روزمره. املای رایج در انگلیسی آمریکایی. 'Gaol' املای سنتی بریتانیایی است، با معنای یکسان.

Everyday. The common spelling in American English. 'Gaol' is the traditional British spelling, identical in meaning.

imprisonحبس کردن

رسمی. کسی را در زندان انداختن یا او را محبوس کردن. رسمی‌تر از 'gaol' و قابل اطلاق به هر نوع حبس است.

Formal. To put someone in prison or to confine them. More formal than 'gaol' and applicable to any form of confinement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000