adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): garishposition (جایگاه): end
قید — به طور زننده
به طور زنندهبه شکل رنگین و زرقوبرقدار
به گونهای که بسیار زننده، پررنگ یا زرقوبرقدار باشد.
In a way that is excessively bright, colorful, or showy.
«او برای مهمانی به شکلی زننده لباس پوشیده بود.»
“She was dressed garishly for the party.”
«اتاق به طور زنندهای با چراغهای نئون روشن شده بود.»
“The room was lit garishly with neon lights.”
تفاوت با واژههای مشابه
brightly— به طور روشن
روزمره. به معنای عمومی روشنایی، ولی نه لزوماً منفی مثل garishly.
Everyday. General term for brightness, but not necessarily negative as garishly is.