adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): gayersuperlative (عالی): gayest
صفت — شادترین
شادترینخوشحالترینبیشترین زندهدلی
شادترین، روشنترین یا پرجنبوجوشترین؛ اغلب به صورت تاریخی استفاده میشود.
Most happy, bright, or lively; often used historically.
«او رنگارنگترین لباس را در مهمانی پوشیده بود.»
“She wore the gayest dress at the party.”
«آن روز شادترین روز زندگی من بود.»
“That was the gayest day of my life.”
تفاوت با واژههای مشابه
happiest— شادترین
رایج. مترادف مستقیم برای شاد در شکل برترین؛ 'gayest' کمی قدیمی است.
Common. Direct synonym for happy in superlative form — 'gayest' is somewhat archaic for this sense.
brightest— درخشانترین
رایج. وقتی gay به معنی روشن یا رنگارنگ است مترادف است.
Common. Can be synonym when gay means bright or colorful.