در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شروع به رشد یا نمو کردن، بهویژه جوانهزدن دانه.
Began to grow or develop, especially a seed starting to sprout.
«دانهها پس از یک هفته جوانه زدند.»
“The seeds germinated after a week.”
«این ایده در ذهنش شکل گرفت.»
“The idea germinated in her mind.”