germinating

ger·mi·nat·ing/ˈdʒɜːrmɪneɪtɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): germinatedpast participle (مفعولی): germinated-ing (حال): germinating3rd (سوم): germinates

فعل — در حال جوانه زدن

در حال جوانه زدندر حال رشد

شروع به رشد یا جوانه زدن، به‌ويژه دانه‌ای که فرآیند رشد را آغاز می‌کند.

Beginning to grow or sprout, especially a seed starting the growth process.

«دانه‌ها در خاک گرم در حال جوانه زدن هستند.»

The seeds are germinating in the warm soil.

«گیاهان در حال جوانه زدن به آب و نور کافی نیاز دارند.»

Germinating plants need enough water and light.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sproutingجوانه زدن

متداول، در زمینه رشد گیاه قابل جایگزینی است.

Common, interchangeable in plant growth contexts.

developingدر حال رشد

گسترده‌تر، شامل همه مراحل رشد است.

Broader, includes all types of growth phases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000