adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): germiersuperlative (عالی): germiest
صفت — کثیف
کثیفمیکروبی
پر از میکروب؛ احتمال انتقال بیماری دارد.
Full of germs; likely to spread disease.
«آشپزخانه آلوده بود و نیاز به تمیزکردن داشت.»
“The kitchen was germy and needed cleaning.”
«سطوح میکروبی میتوانند باعث عفونت شوند.»
“Germy surfaces can cause infections.”
تفاوت با واژههای مشابه
contaminated— آلوده
روزمره. به معنی شامل مواد یا میکروبهای مضر است.
Everyday. Means containing harmful substances or germs.