gerrymander

ger·ry·man·der/ˈɡer.iˌmæn.dər/
Gerryproper name-manderto manipulate, arrange
verb (فعل)commonpast (گذشته): gerrymanderedpast participle (مفعولی): gerrymandered-ing (حال): gerrymandering3rd (سوم): gerrymanders

فعل — تقسیم‌بندی به نفع خود

تقسیم‌بندی به نفع خوددستکاری حوزه انتخاباتی

طراحی ناحیه‌های انتخاباتی به شکلی ناعادلانه برای سود حزب یا گروه خاصی.

To manipulate voting districts to favor a particular party or group unfairly.

«سیاستمداران سعی کردند حوزه انتخاباتی را به نفع خود دستکاری کنند.»

The politicians tried to gerrymander the district.

«تقسیم‌بندی ناحق به عدالت دموکراتیک آسیب می‌زند.»

Gerrymandering undermines democratic fairness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manipulateدستکاری کردن

متداول. اصطلاح عمومی برای کنترل یا تأثیرگذاری ناعادلانه و ماهرانه.

Common. General term for skillfully controlling or influencing something unjustly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000