adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more gigglysuperlative (عالی): most giggly
صفت — مغزپران
مغزپرانبازیگوش
متمایل به خندههای سبک، کودکانه یا عصبی.
Prone to giggle or laugh in a silly or nervous way.
«او بعد از شوخی شروع به خندههای سبک کرد.»
“She got giggly after the joke.”
«آن دختر بازیگوش نمیتوانست دست از خنده بردارد.»
“The giggly girl couldn't stop laughing.”
تفاوت با واژههای مشابه
ticklish— خندهرو
غیررسمی. معمولاً به کسی گفته میشود که به راحتی میخندد، مرتبط ولی متفاو ت از giggly.
Informal. Often describes someone easily made to laugh, related but not identical to giggly.