در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای سطح صاف و درخشان مانند شیشه؛ همچنین برای چشمهای کدر یا بیتمرکز به کار میرود.
Having a smooth, shiny surface like glass; also describes eyes that are dull or unfocused.
«چشمان بیروح او نشان میداد خسته است.»
“Her glassy eyes showed she was tired.”
«صبح، سطح دریاچه صاف و شیشهای بود.»
“The lake had a glassy surface in the morning.”
رایج، برای سطوح صاف و براق کاربرد دارد.
Common. For smooth, reflective surfaces.