glooms

/ɡluːmz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): gloomedpast participle (مفعولی): gloomed-ing (حال): glooming3rd (سوم): glooms

فعل — تاریک شدن

تاریک شدنافسرده شدن

تاریک یا افسرده شدن؛ از دست دادن روشنی یا امید.

Becomes dark or depressing; loses brightness or hope.

«آسمان با نزدیک شدن طوفان تاریک می‌شود.»

The sky glooms as the storm approaches.

«بعد از شنیدن خبر بد حالش افسرده شد.»

Her mood glooms after hearing the bad news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
darkensتاریک شدن

متداول. به معنی کم شدن روشنایی یا شادی است؛ در برخی زمینه‌ها جایگزین gloom می‌شود.

Common. Refers to becoming less bright or cheerful; can replace 'gloom' in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000