adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): gloppiersuperlative (عالی): gloppiest
صفت — چسبناک
چسبناکغلیظ و نامرتب
دارای بافت یا ظاهری غلیظ، چسبنده یا نامرتب.
Having a thick, sticky, or messy texture or appearance.
«سس خیلی چسبناک و نامرتب بود برای خوردن.»
“The sauce was too gloppy to eat.”
«بعد از باران موهای او چسبناک و نامرتب به نظر میرسید.»
“His hair looked gloppy after the rain.”
تفاوت با واژههای مشابه
gooey— چسبناک
غیررسمی. بافتهای نرم و چسبنده را توصیف میکند.
Informal. Describes sticky, soft textures.