gowning

gown·ing/ˈɡaʊnɪŋ/
gowna long, formal dress or robe-ingthe action of
1noun (اسم)formal

اسم — تن‌پوشاندن

تن‌پوشاندنجامه پوشیدن

عمل پوشیدن لباس رسمی، به ویژه لباس مراسم یا دانشگاهی.

The act of putting on a gown, especially a ceremonial or academic one.

«مراسم جامه پوشاندن، فارغ‌التحصیلی دانشجویان را نشان می‌داد.»

The gowning ceremony marked the students' graduation.

«یک منطقه مخصوص جامه پوشیدن برای اعضای گروه کر وجود داشت.»

There was a dedicated gowning area for the choir members.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dressingلباس پوشیدن

رایج. عمل عمومی پوشیدن لباس. «Gowning» نوع خاصی از «dressing» برای لباس رسمی است. مثال: «او یک ساعت را صرف لباس پوشیدن برای مهمانی کرد.»

Common. The general act of putting on clothes. 'Gowning' is a specific type of 'dressing' for formal attire. 'He spent an hour dressing for the party.'

robingجامه پوشاندن

رسمی. عمل پوشیدن جامه، اغلب برای مقاصد تشریفاتی یا رسمی. بسیار شبیه به «gowning» هنگام اشاره به جامه‌های دانشگاهی یا حقوقی. مثال: «جامه پوشیدن قاضی قبل از شروع دادگاه.»

Formal. The act of putting on a robe, often for ceremonial or official purposes. Very similar to 'gowning' when referring to academic or legal robes. 'The judge's robing before court began.'

متضادها
2noun (اسم)technical

اسم — پارچه لباس

پارچه لباسجامه

پارچه‌ای که برای ساخت لباس‌های بلند یا رسمی استفاده می‌شود.

Material used for making gowns.

«طراح یک پارچه ابریشمی مجلل برای مجموعه عروس انتخاب کرد.»

The designer selected a rich silk gowning for the bridal collection.

«این فروشگاه در پارچه‌های لباس با کیفیت بالا برای لباس‌های تئاتر تخصص داشت.»

The shop specialized in high-quality gowning for theatrical costumes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fabricپارچه

رایج. یک اصطلاح کلی برای پارچه یا مواد دیگری که با بافتن یا بافت الیاف تولید می‌شود. «Gowning» نوعی «fabric» به خصوص برای لباس‌های بلند است. مثال: «او پارچه‌ای زیبا برای لباس جدیدش خرید.»

Common. A general term for cloth or other material produced by weaving or knitting fibers. 'Gowning' is a type of 'fabric' specifically for gowns. 'She bought some beautiful fabric for her new dress.'

textileبافتنی

رسمی/فنی. نوعی پارچه یا پارچه بافته شده. گسترده‌تر از «gowning» است زیرا می‌تواند به هر ماده بافته شده‌ای اشاره کند. مثال: «کارخانه طیف وسیعی از بافتنی‌ها را تولید می‌کرد.»

Formal/Technical. A type of cloth or woven fabric. Broader than 'gowning' as it can refer to any woven material. 'The factory produced a wide range of textiles.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000