griped

/ɡraɪpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): gripedpast participle (مفعولی): griped-ing (حال): griping3rd (سوم): gripes

فعل — شکایت کرد

شکایت کردنالید

در زمان گذشته شکایت یا نالیدن ابراز کرد.

Expressed a complaint or grumble in the past tense.

«او از همسایه‌های پر سر و صدا شکایت کرد.»

She griped about the noisy neighbors.

«کارمندان پس از سیاست جدید نالیدند.»

Employees griped after the new policy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainedشکایت کرد

رایج. معنای مشابه در خیلی از بافت‌ها قابل استفاده است.

Common. Similar in meaning and use, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000