groomed

/ɡruːmd/
groomto clean or prepare-edpast tense or past participle
adjective (صفت)common

صفت — مرتب شده

مرتب شدهآراسته

تمیز، برس کشیده یا آماده شده، به‌ویژه در ظاهر.

Having been cleaned, brushed, or prepared, especially in appearance.

«او برای مصاحبه خوب آراسته به نظر می‌رسید.»

He looked well groomed for the interview.

«اسب به دقت آراسته شده بود.»

The horse was neatly groomed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tidyمرتب

اصطلاح غیررسمی برای مرتب بودن؛ می‌تواند معنای وسیع‌تری نسبت به groomed داشته باشد.

Casual term for neatness; can apply more broadly than groomed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000