grossly

gross·ly/ˈɡroʊs.li/
grosslarge, glaring-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): grossposition (جایگاه): middle

قید — بطور بسیار زیاد

بطور بسیار زیادبه طور آشکار

به شکل بسیار آشکار یا افراطی، معمولاً به صورت منفی.

In a very obvious or excessive way, often in a negative sense.

«او در انجام وظایفش به شدت بی‌تفاوت بود.»

He was grossly negligent in his duties.

«داده‌ها به طور آشکار نادرست بودند.»

The data was grossly inaccurate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blatantlyآشکاراً

رسمی. وقتی کسی کاری را به طور واضح اشتباه یا بی‌ادبانه انجام می‌دهد؛ مشابه grossly اما بیشتر درباره رفتار است.

Formal. Used when someone does something obviously wrong or rude; similar context to grossly but more about behavior.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000