harboring

har·bor·ing/ˈhɑːrbərɪŋ/
harborto give shelter or refuge-ingpresent participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): harboredpast participle (مفعولی): harbored-ing (حال): harboring3rd (سوم): harbors

فعل — پناه دادن

پناه دادنحمایت کردن

پناه دادن یا محافظت از کسی یا چیزی، اغلب به‌صورت مخفیانه.

Providing shelter or protection to someone or something, often secretly.

«آنها به جرم پناه دادن به فراری‌ها دستگیر شدند.»

They were arrested for harboring fugitives.

«نگه داشتن چنین احساساتی می‌تواند مضر باشد.»

Harboring such feelings can be harmful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shelterپناه دادن

رایج. به محافظت یا پناه دادن اشاره دارد، در بسیاری از متن‌ها مشابه است.

Common. Means to protect or give refuge, similar usage to harboring in many contexts.

hideپنهان کردن

رایج. بر مخفی کاری تاکید دارد، اغلب در موارد غیرقانونی معادل است.

Common. Emphasizes secrecy and concealing, often synonymous in illegal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000