در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع hatching: بیرون آمدن حیوان جوان از تخم.
Plural of hatching: the emergence of a young animal from an egg.
«جوجهدرآوردنهای اولیه نشانه خوبی برای فصل بود.»
“The early hatchings were a good sign for the season.”
«ما چندین مورد بیرون آمدن لاکپشتهای دریایی را در ساحل مشاهده کردیم.»
“We observed several hatchings of sea turtles on the beach.”
جمع hatching: تکنیکی در طراحی یا حکاکی که از خطوط موازی برای ایجاد جلوههای تونال یا سایه استفاده میکند.
Plural of hatching: a technique in drawing or engraving that uses parallel lines to create tonal or shading effects.
«هنرمند برای به تصویر کشیدن سایه از هاشورهای ظریف استفاده کرد.»
“The artist used fine hatchings to depict the shadow.”
«هاشورزنیهای مختلف به حکاکی عمق میبخشند.»
“Various hatchings give depth to the engraving.”