در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرنده شکاری با چنگالهای تیز و منقار قلابی که برای شکار حیوانات کوچک شناخته میشود.
A bird of prey with sharp talons and hooked beak, known for hunting small animals.
«باز به پایین حمله کرد تا طعمهاش را بگیرد.»
“The hawk swooped down to catch its prey.”
«بازها شکارچیان عالی هستند.»
“Hawks are excellent hunters.”
رسمی/فنی. اشاره به پرندگان شکاری مانند باز، عقاب و شاهین دارد.
Formal/technical. Refers to birds of prey including hawks, eagles, and falcons.
فروش کالاها به طور پرفشار، اغلب در خیابان.
To sell goods aggressively or hawk items, often on the street.
«او هر صبح روزنامهها را دستفروشی میکند.»
“He hawks newspapers every morning.”
«او محصولات دستسازش را در بازار میفروخت.»
غیرداستانی. معنی مشابه، معمولاً به فروش غیرقانونی یا درب به در اشاره دارد.
Informal. Similar meaning, often implies selling illicitly or door-to-door.