hectical

hec·ti·cal/ˈhɛktɪkəl/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): hecticallersuperlative (عالی): hecticalest

صفت — پرشور

پرشورآشفته

پُر از فعالیت شدید یا سردرگمی؛ بسیار شلوغ.

Characterized by intense activity or confusion; very busy.

«امروز برنامه‌اش بسیار شلوغ بود.»

She had a hectical schedule today.

«سرعت بسیار بالا او را خسته کرد.»

The hectical pace made him tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hecticپرجنب‌وجوش

رایج است. معادل مستقیم در قالب دیگری از کلمه.

Common. Direct synonym as an alternative form.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000