hoisted

hoist·ed/ˈhɔɪs.tɪd/
hoistto raise or lift
verb (فعل)commonpast (گذشته): hoistedpast participle (مفعولی): hoisted-ing (حال): hoisting3rd (سوم): hoists

فعل — بلند کرد

بلند کردبرافراشت

چیزی را بالا کشیدن یا بلند کردن، مخصوصا با تلاش.

Raised or lifted something, especially with effort.

«آنان در مراسم پرچم را به اهتزاز درآوردند.»

They hoisted the flag during the ceremony.

«او جعبه سنگین را روی میز بلند کرد.»

He hoisted the heavy box onto the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liftedبلند کرد

متداول. مترادف کلی برای بالا بردن چیزی.

Common. General synonym for raising something up.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000