hoick

/hɔɪk/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): hoickedpast participle (مفعولی): hoicked-ing (حال): hoicking3rd (سوم): hoicks

فعل — کشیدن ناگهانی

کشیدن ناگهانیبلند کردن با قدرت

چیزی را با یک حرکت ناگهانی و قوی، اغلب به شکلی ناخوشایند، کشیدن یا بلند کردن.

To pull or lift something with a sudden, forceful movement, often in an awkward way.

«او مجبور شد چمدان سنگین را با زحمت از روی حصار بلند کند.»

He had to hoick the heavy suitcase over the fence.

«او بچه را با ناله‌ای روی پهلویش بلند کرد.»

She hoicked the child onto her hip with a grunt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yankقلع و قمع کردن

رایج. به معنای کشیدن ناگهانی و شدید است. وقتی تاکید بر ناگهانی بودن کشیدن باشد، تا حد زیادی با 'hoick' قابل تعویض است. 'او در را محکم باز کرد.'

Common. Implies a sharp, sudden pull. It's largely interchangeable with 'hoick' when the emphasis is on the abruptness of the pull. 'He yanked the door open.'

heaveبلند کردن با زحمت

رایج. به معنای بلند کردن یا کشیدن چیزی سنگین با تلاش زیاد است. می‌تواند شبیه 'hoick' استفاده شود وقتی که عمل شامل نیروی قابل توجهی باشد، اما 'heave' لزوماً به معنای ناخوشایندی نیست. 'آنها مجبور بودند جعبه سنگین را روی کامیون بلند کنند.'

Common. Suggests lifting or pulling something heavy with great effort. It can be used similarly to 'hoick' when the action involves significant force, but 'heave' doesn't necessarily imply awkwardness. 'They had to heave the heavy box onto the truck.'

2noun (اسم)informalplural (جمع): hoicks

اسم — کشش ناگهانی

کشش ناگهانیبلند کردن پرتابی

یک کشش یا بلند کردن ناگهانی و قوی.

A sudden, forceful pull or lift.

«با یک کشش ناگهانی، شاخه را آزاد کرد.»

With a quick hoick, he got the branch free.

«دروازه‌بان با یک پرتاب سریع توپ را از منطقه خطر دور کرد.»

The goalie made a hoick to clear the ball from the danger zone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000