homed

/hoʊmd/
homethe place where one lives-edpast tense or past participle
verb (فعل)technicalpast (گذشته): homedpast participle (مفعولی): homed-ing (حال): homing3rd (سوم): homes

فعل — هدایت شدن

هدایت شدنهدف‌گیری کردن

به سوی یک مکان خاص هدف‌گیری یا هدایت شده، معمولاً در مورد موشک‌ها یا حیوانات کاربرد دارد.

Directed or guided toward a specific place, often a target or home base, especially used with missiles or animals.

«موشک به دقت به سمت هدف خود هدایت شد.»

The missile homed in on its target accurately.

«کبوتر به سمت لانه خود بازگشت.»

The pigeon homed back to its loft.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aimedهدف‌گیری شده

رایج. مشابه هدف‌گیری ولی homed به حرکت خودکار یا هدایت‌شده اشاره دارد.

Common. Similar meaning in contexts of targeting but 'homed' implies automatic or guided movement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000