hoop

/huːp/
1noun (اسم)commonplural (جمع): hoops

اسم — حلقه

حلقهطوق

یک نوار دایره‌ای سخت از فلز یا چوب.

A rigid circular band of metal or wood.

«بچه‌ها با یک طوق چوبی بزرگ بازی کردند.»

The children played with a large wooden hoop.

«او توپ را از حلقه بسکتبال رد کرد.»

He passed the ball through the basketball hoop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ringحلقه

روزمره. یک نوار دایره‌ای کوچک. 'حلقه' یک مترادف بسیار نزدیک است، اغلب قابل جایگزینی، اما 'طوق' گاهی اوقات به یک حلقه بزرگ‌تر یا ضخیم‌تر، یا حلقه‌ای که برای هدف خاصی (مانند بسکتبال) استفاده می‌شود، اشاره دارد. 'او یک انگشتر الماس داشت' درست است، 'او یک طوق الماس داشت' برای جواهرات انگشت کمتر رایج است.

Everyday. A small circular band. 'Ring' is a very close synonym, often interchangeable, but 'hoop' sometimes implies a larger or thicker ring, or one used for a specific purpose (like basketball). 'She wore a diamond ring' works, 'She wore a diamond hoop' is less common for finger jewelry.

circleدایره

روزمره. یک شکل یا مسیر گرد. 'دایره' به شکل هندسی اشاره دارد، نه یک شیء فیزیکی مانند طوق. 'یک دایره روی کاغذ بکش' درست است، 'یک طوق روی کاغذ بکش' درست نیست.

Everyday. A round shape or path. 'Circle' refers to the geometric shape, not a physical object like a hoop. 'Draw a circle on the paper' works, 'Draw a hoop on the paper' does not.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): hoopedpast participle (مفعولی): hooped-ing (حال): hooping3rd (سوم): hoops

فعل — حلقه زدن

حلقه زدنبا طوق بستن

با طوق یا حلقه‌ها بستن یا محکم کردن.

To bind or fasten with a hoop or hoops.

«بشکه‌ساز بشکه را حلقه زد تا آب‌بندی شود.»

The cooper hooped the barrel to make it watertight.

«آنها با دقت بسته بزرگ چوب را با طوق بستند.»

They carefully hooped the large bundle of wood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bandنوار بستن

متداول. با یک نوار از مواد احاطه کردن. 'نوار بستن' یک اصطلاح عمومی برای گره زدن یا پیچیدن است، در حالی که 'با طوق بستن' به طور خاص به استفاده از یک شیء دایره‌ای سفت اشاره دارد. 'آنها کتاب‌ها را با نوار بستند' درست است، 'آنها کتاب‌ها را با طوق بستند' دلالت بر استفاده از طوق‌های خاص دارد.

Common. To encircle with a strip of material. 'Band' is a general term for tying or wrapping, while 'hoop' specifies using a rigid circular object. 'They banded the books together' works, 'They hooped the books together' implies specific hoops were used.

fastenمحکم کردن

متداول. چیزی را بستن یا محکم کردن. 'محکم کردن' یک اصطلاح بسیار گسترده است، در حالی که 'با طوق بستن' روش محکم کردن با استفاده از یک نوار دایره‌ای را مشخص می‌کند. 'کمربند ایمنی خود را ببندید' درست است، 'کمربند ایمنی خود را طوق بزنید' درست نیست.

Common. To close or secure something. 'Fasten' is a very broad term, whereas 'hoop' specifies the method of fastening using a circular band. 'Fasten your seatbelt' works, 'Hoop your seatbelt' does not.

3phrase (عبارت)informal

عبارت — دست و پا زدن

دست و پا زدناز هفت‌خوان رستم گذشتن

برای انجام کاری، مراحل یا موانع غیرضروری زیادی را پشت سر گذاشتن.

To go through a lot of unnecessary procedures or obstacles to achieve something.

«برای گرفتن مجوز مجبور شدیم از هفت‌خوان رستم بگذریم.»

We had to jump through a lot of hoops to get the permit.

«سیاست جدید کارمندان را مجبور می‌کند برای بازپرداخت پول، مراحل زیادی را پشت سر بگذارند.»

The new policy makes employees jump through hoops for reimbursement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
struggleتقلا کردن

روزمره. برای رسیدن به چیزی تلاش زیادی کردن. در حالی که 'تقلا کردن' به معنای دشواری است، لزوماً به موانع غیرضروری مانند 'پرش از حلقه ها' اشاره نمی‌کند. 'او برای به موقع تمام کردن پروژه تقلا کرد' درست است، 'او برای تمام کردن پروژه از حلقه‌ها پرید' در صورتی که موانع بوروکراتیک بوده‌اند درست است.

Everyday. To make great efforts to achieve something. While 'struggle' implies difficulty, it doesn't necessarily mean unnecessary obstacles like 'jump through hoops' does. 'He struggled to finish the project on time' works, 'He jumped through hoops to finish the project' works if the obstacles were bureaucratic.

complyتبعیت کردن

رسمی. بر اساس یک خواسته یا فرمان عمل کردن. 'تبعیت کردن' به معنای رعایت قوانین است که ممکن است شامل برخی حلقه‌ها باشد، اما 'پرش از حلقه‌ها' به طور خاص بر ماهیت غیرضروری یا طاقت‌فرسای آن قوانین تأکید می‌کند. 'شما باید از مقررات تبعیت کنید' درست است، 'شما باید از حلقه‌ها با مقررات بپرید' طبیعی نیست.

Formal. To act in accordance with a wish or command. 'Comply' means to follow rules, which might involve some hoops, but 'jump through hoops' specifically emphasizes the unnecessary or burdensome nature of those rules. 'You must comply with the regulations' works, 'You must jump through hoops with the regulations' is not natural.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000